العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

97

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

روشن‌تر و مانوس‌تر است . و بدان كه لفظ رزق در نظر معتزله ( گروهى از اهل كلام ) هر چيزى است كه استفاده و بهره بردن از آن مجاز باشد و هيچ كس مخالفت و جلوگيرى از آن را نداشته باشد چه در امور خوراكى و يا غير آن ( بنا بر اين معناى رزق منحصر مىشود به حلال ) و از نظر اينها چيزهاى حرام اساسا رزق نيست و روايت گذشته هم اين معنا را تائيد مىكند . ولى از نظر اشاعره ( گروهى ديگر از اهل كلام ) هر چه كه موجودات زنده آن را مورد استفاده خود قرار دهد چه خوراكى و چه غير خوراكى رزق گفته مىشود گر چه آن چيز حرام باشد البته بعضى از اشاعره فقط در خوراكىها رزق را به كار ميبرد و بحث كامل در اين موضوع در كتاب مكاسب بعدا خواهد آمد . 4 - كافى جابر جعفى گويد . حضرت باقر عليه السّلام به من فرمود اى جابر أ يكتفى من ينتحل التّشيّع ان يقول بحبّنا اهل البيت فو اللَّه ما شيعتنا الّا من اتّقى اللَّه و اطاعه و ما كانوا يعرفون يا جابر الّا بالتّواضع و التّخشّع و الأمانة و كثرة ذكر اللَّه و الصّوم و الصّلوة ) و البرّ بالوالدين و التّعهد للجيران من الفقراء و اهل المسكنة و الغارمين و الأيتام و صدق الحديث و تلاوة القرآن و كفّ الألسن عن النّاس الّا من خير و كانوا امناء عشائرهم في الأشياء - قال جابر فقلت يا ابن رسول اللَّه ما نعرف اليوم احدا بهذه الصّفة فقال عليه السلام يا جابر لا تذهبنّ بك المذاهب حسب الرّجل ان يقول احبّ عليّا و اتولّاه ثمّ لا يكون مع ذلك فعّالا فلو قال انّى احبّ رسول اللَّه فرسول اللَّه خير من علىّ ثمّ لا يتّبع سيرته و لا يعمل بسنّته ما نفعه حبّه ايّاه شيئا فاتّقوا اللَّه و اعلموا لما عند اللَّه ليس بين اللَّه و بين احد قرابة احبّ العباد - تمام شد سقط - الى اللَّه عزّ و جلّ و اكرمهم عليه اتقاهم و اعملهم بطاعته . يا جابر فو اللَّه ما يتقرّب الى اللَّه تبارك و تعالى الّا بالطّاعة و ما معنا برائة من النّار و لا على اللَّه لأحد من حجّة من كان للَّه مطيعا فهو لنا ولىّ و من كان للَّه عاصيا فهو لنا عدوّ و لا تنال ولايتنا الّا بالعمل و الورع . اى جابر كسى كه خود را از شيعيان ما ميداند آيا براى او كافى است كه فقط اظهار دوستى ما خاندان رسالت را بنمايد ؟ به خدا سوگند شيعهء ما نيست مگر آن كس كه از خدا بترسد و اطاعت دستور او را بنمايد و شناخته نميشوند مگر با صفات تواضع و فروتنى و عبادت و امانت و درستى و زياد در ياد خدا بودن و ذكر او و مراقبت به روزه و نماز و نيكى به پدر و مادر و رسيدگى به همسايه‌هاى مستمند و تهيدست و بدهكاران و يتيمان و راستگوئى و قرائت قرآن و بازداشتن زبان از مردم مگر در كارهاى خوب ( نصيحت و خيرخواهى و ارشاد و امر به معروف و نهى از منكر . . . ) و در ميان بستگان و طائفه و فاميل امين مردم باشند بر همه چيز جابر گويد عرضه داشتم يا بن رسول اللَّه من كسى را امروز با اين صفات سراغ ندارم . فرمود اى جابر روش‌هاى غلط تو را به غرور و باطل نكشاند آيا اين بس است كه انسان با زبان بگويد على عليه السلام را دوست ميدارم و اهل ولايت هستم و در عين حال فعاليت در انجام وظائف عملى نداشته باشد ؟ اگر بجاى اين بگويد رسول خدا را دوست ميدارم